close
تبلیغات در اینترنت
فرقه صوفیه گنابادی و انجمن حجتیه دو روی یک سکه

مطالب مربوط

فرقه صوفیه گنابادی و انجمن حجتیه دو روی یک سکه

فرقه صوفیه گنابادی و انجمن حجتیه دو روی یک سکه

sxSgc

 

با بررسی تناقض عقیده و عملکرد این دو فرقه به شباهت‌های بسیار آنها از لحاظ اعتقادی و رفتاری پی می بریم که این موضوع پرده از ماموریت نه چندان پنهان پروژه "ارائه اسلام ساختگی رژیم پهلوی" برمی دارد.

 

مقایسه رفتار و عملکرد فرقه سیاسی صوفیه و انجمن حجتیه این ظن را تقویت می‌کند که این دو فرقه ی نوپا دو روی یک سکه و دو لبه یک قیچی هستند که به نام دین و مذهب به جان اسلام ناب محمدی افتاده‌اند تا اسلام اموی را ارائه دهند و با توجه به رویارویی این دو فرقه با انقلاب مردمی می توان از آن‌ها به عنوان حزب مخفی رژیم پهلوی نام برد!

 
با بررسی تناقض عقیده و عملکرد این دو فرقه به شباهت‌های بسیار آنها از لحاظ اعتقادی و رفتاری پی می بریم که این موضوع پرده از ماموریت نه چندان پنهان پروژه ارائه اسلام ساختگی رژیم پهلوی برمی دارد.
1- ادعای عدم دخالت در سیاست در فرقه سیاسی صوفیه و انجمن حجتیه
فرقه سیاسی صوفیه و انجمن حجتیه ادعا دارند در سیاست دخالت نمی‌کنند و بارها در منابع خود به این امر پرداخته‌اند، ولی با بررسی رویکرد عملی این دو فرقه به این نتیجه می‌رسیم که ماهیت آن‌ها چه قبل از پیروزی انقلاب و چه بعد از پیروزی انقلاب صرفا سیاسی بوده است و تناقض عقیده و عملکرد آن‌ها به وضوح مشاهده می‌شود.
*تناقض عقیده و عملکرد فرقه سیاسی صوفیه و انجمن حجتیه در منابع و عملکرد آن‌ها
 
الف: بعضی از ادعاهای فرقه سیاسی صوفیه در عدم دخالت در امور سیاسی:
یکی از سرفصل‌های رسالهٔ رفع شبهات رضا علیشاه، این‌ست که: علت عدم دخالت فقرا در سیاست چیست؟ ایشان معتقد است که بزرگان سلسله یعنی اقطاب فرقه‌های صوفی، خود را از دخالت در مسائل اجتماعی که سیاست نیز از این جملهٔ امور است، دور نگه می‌داشتند و معتقدند که این دستور سلطان علیشاه موسس این فرقه بوده و امر سیاست در قلمرو شریعت است و باید از مرجع تقلید دستور گرفت!
 
حتی در کتاب پند صالح، یکی از پر تیراژ‌ترین کتاب‌های صوفیه سیاسی به این قضیه اشاره شده است. وی در قالب نصیحت و یک دستور کلی به دراویش نوشته‌اند: بکار خود پرداخته و در سیاست دخالت نکنید که مبادا آلت دست و بهانهٔ اجرای مقاصد دیگران گردید.
 
سلطان حسین تابنده در کتابی تحت عنوان «یادداشت‌هایی از سفر به ممالک اسلامی» انتشارات حقیقت، که در واقع ماحصل سفر ایشان به سرزمین‌های اسلامی بوده، در ص ۲۱۲ در گفت‌و‌گویی که با یکی از اقطاب و بزرگان صوفی مصر به اسم سیدالبکری که رئیس صوفی اهل سنت و عهده دار امور سیاسی، اجتماعی، مذهبی و طریقتی صوفیان مصر بوده، عقاید خود را چنین بیان می‌دارد:  «به او گفتم ولی بزرگان ما (صوفیه) در امور سیاسی دخالت نمی‌کنند و اصلا وارد سیاست نمی‌شوند حتی در انتخابات نیز دخالت نمی‌کنند و تشکیلات ظاهری اداری هم ندارند و فقط اجتماعات آن‌ها مذهبی است.
 
ب: بعضی از ادعاهای انجمن حجتیه در عدم دخالت در امور سیاسی:
در تبصره دوم اساس نامه انجمن حجتیه تاکید شده است که این انجمن به هیچ وجه در امور سیاسی دخالت نمی‌کند و مسئولیت هر نوع دخالتی را که در زمینه‌های سیاسی از طرف افراد منتسب به انجمن صورت گیرد برعهده نخواهد داشت!
 
در صفحه 82 کتاب جریان شناسی انجمن حجتیه آمده است که: آن‌ها در توجیه این مطلب که چرا در مبارزات شرکت نکردید دلیل می‌آورند که یک عده رسالت مبارزه (همان کار سیاسی در ادبیات آن‌ها) دارند و یک عده هم بایستی بنشینند و دفاع علمی و اعتقادی کنند و ما در طول دوران مبارزه چنین کرده‌ایم!
 
طرد بسیاری از افراد در انجمن حجتیه صرف اعتراض به عملکرد رژیم پهلوی!
 
اعتقاد به اینکه اسلام تنها دین عبادت هست و دخالت در سیاست زیبنده پیشوایان دینی نیست!
 
*تناقض عقیده و عملکرد فرقه سیاسی صوفیه و انجمن حجتیه در عملکرد آن‌ها قبل از انقلاب
علی رغم اینکه فرقه سیاسی صوفیه و انجمن حجتیه بارها در اساس نامه و منابع معتبر خود ادعا کردنده اند که نباید در سیاست دخالت کرد ولی عملکرد آن‌ها گویای چیز دیگری بود، به نحوی که می‌توان ادعا کرد عدم دخالت در سیاست یعنی همراهی این دو فرقه با رژیم پهلوی و در برابر انقلاب مردمی ایستادن! با بررسی روابط و عملکرد این دو فرقه با رژیم پهلوی به معنای جدیدی از عدم دخالت در سیاست پی می بریم و به راحتی می‌توان گفت خط قرمز این دو فرقه رژیم پهلوی بود که شاید بتوان از آن‌ها به عنوان حزب مخفی پهلوی نام برد!
 
در سالهایی که مردم ایران در گوشه و کنار این مرز و بوم به مبارزه علیه رژیم پهلوی می‌پرداختند فقرای فرقه سیاسی صوفیه شعار جاوید شاه سر می دادند و رابطه‌ای بسیار صمیمی با دربار پهلوی داشتند.  «صالح علیشاه» و فرزندش «رضا علیشاه» به قدری مورد محبت طاغوت بودند که شاه ملعون در بیدخت به دیدن آن‌ها می‌رفت و کار به جای کشیده شد که اقطاب و دراویش فرقه سیاسی به نفع رژیم منحوس پهلوی و نیز به نفع شاپور بختیار تظاهرات برپا ‌کردند و فقرای این فرقه شیشه‌های ماشین‌هایی که عکس حضرت امام خمینی (ره) را به همراه داشتند خرد می‌کردند تا خوش خدمتی خود را به این نحو نشان دهند.  
 
در سال ۱۳۲۵ه. ش. به موجب تصویب نامه‌ی هیأت وزیران، املاک موقوفه‌ی فرقه‌ی گنابادی در بیدخت و سراسر کشور از پرداخت حق الثبت و مالیات معاف گردید.همچنین موقوفات مزار ملاسلطان را از مالیات معاف کردند و در آن زمان مجلس شورای ملی برای این کار قانون گذاشت. از دویست نفر نماینده شاید پنج یا شش نفر بیشتر صوفی نبودند، ولی قانون مذکور رأی آورد و این نشان می‌دهد که دستور مهم و محکمی پشت سر آن بوده است.اثرات خوش خدمتی‌ به حکومت پهلوی به اینجا ختم نمی‌شد و با استخدام بعضی دراویش گنابادی در وزارت کشور و سازمان اوقاف با توصیه‌ی تیمسار سرتیپ «علی پرورش» و تیمسار «نعمت الله نصیری» رییس ساواک شاه موجب تسهیل دست‌اندازی سران این فرقه به اموال عمومی و املاک موقوفه گردید. وزرای کشور در انتصاب مسؤولین اجرایی گناباد و بیدخت بدون مشورت با آنها اقدام نمی‌کردند.در جواب این همه خوش خدمتی، قطب دراویش نیز هرساله در مزار ملا سلطان مراسم نیایش برای سلامتی شاه و خانواده‌اش برگزار می‌کرد و با ساواک همکاری گسترده‌ای داشت.  همچنین طبق آمارموجود سال ۱۳۳۷، از شانزده نفر فرماندار استان خراسان، هشت نفرشان صوفی بودند!
 
انجمن حجتیه هم با وجود آنکه شعار اصلی و هدف خود را مبارزه با بهائیت اعلام کرده بود، در حالی که نخست وزیر و بسیاری از اعضای هیئت دولت و نزدیکان دربار بهایی بودند و جزو خط قرمز این انجمن محسوب می‌شد؛ هیچکدام از اعضای این گروه حق اعتراض و مبارزه با بهائیان دولتی را نداشتند و طبق بیان منابع آگاه تعداد زیادی از افراد انجمن به خاطر اعتراض به این عملکرد سران انجمن از گروه اخراج شدند تا شایعه دفاع تمام قد سران انجمن از رژیم پهلوی پررنگ‌تر شود و افراد زیادی از این گروه خارج شوند.
 
سکوت معنا دار سران انجمن در برابر سرشاخه‌های ترویج بهائیت در حالی بود که چهره جدیدی از این فرقه رونمایی شد و کار به جایی کشیده شد که انجمن در اقدامی غیرقابل باور، خود را شرعا ملزم به حضور در مبارزات و انقلاب مردمی ندانست و حتی در جهت استحکام پایه‌های نظام طاغوتی شاهنشاهی به تقابل و تمسخر مبارزات نیز می‌پرداخت!
 
 مهندس طیب یکی از مسؤولان سابق و جداشده از انجمن نیز در این باره می‌گوید:  «در جریان مبارزه و انقلاب، خود آقای حلبی قضاوتشان این بود که این انقلاب، چون رژیم مسلح است و ارتش دارد و مردم سازمان و سلاح ندارند به پیروزی نمی‌رسد» با توجه به همین تفکر با روند انقلاب به مخالفت برخاستند، به طور مثال، در نیمه شعبان سال 1357 حضرت امام خمینی (ره) فرمان دادند: اکنون لازم است در این اعیادی که در سلطنت این دودمان ستمگر برای ما عزا شده است بدون هیچگونه تشریفات که نشانگر عید و شادمانی باشد، در تمام ایران، در مراکز عمومی مثلاً مسجد بزرگ، اجتماعات عظیم برپا کنیم و گویندگان شجاع و محترم مصائب وارده بر ملت را به گوش شنوندگان برسانند. 
 
در حالی که رژیم ستمشاهی برای مقابله با فرمان امام خمینی (ره) کوشش‌های فراوانی برای برگزاری جشن‌های نیمه شعبان مبذول می‌داشت، انجمن حجتیه هم همراه با رژیم در مقابل فرمان امام ایستاد و در تهران و شهرستان‌ها جشن‌های دلخواه خود را برگزار کرد و برای اینکه پاسخی برای عمل خود داشته باشند هیأتی را به سرپرستی حسین تاجری، از مسؤولان انجمن، نزد شریعتمداری فرستاده و از وی کسب تکلیف کرده بودند. 
 
این در حالی بود که شریعتمداری خود مهره قابل اعتماد رژیم به شمار می‌رفت. وی درگفت‌وگوی خود با مقامات ساواک در شب 1/7/1357 که به شماره 7404/312 مورخ 2/7/57 در بولتن چهاربرگی ساواک موجود است گفته بود: سلام مرا به پیشگاه اعلی حضرت برسانید و به عرض برسانید که اعلی حضرت اطمینان داشته باشند. همان مشکلاتی که امروز ایشان دارند، ما هم داریم ... یکی از پایگاه‌های مخالف با رژیم سلطنتی ایران نجف است که من صد در صد با این پایگاه مخالفم. من برای حفظ مملکت، دیانت و سلطنت فکر می‌کنم ... من معتقد به آزادی همه زندانیان نیستم آن‌هایی را که اطمینان دارید بعد از آزادی تحریکات نمی‌کنند، آزاد کنید ولی بقیه را نگه دارید، مخصوصاً کسانی را که اهانت به مقام سلطنت می‌کنند. 
 
نتیجه کسب تکلیف از چنین فردی، مشخص است که همراه با نظر رهبر انقلاب نخواهد بود. لذا انجمن به دنبال مشروعیت بخشیدن به عمل خود بود. در زمانی که مردم مسلمان در خیابان‌ها توسط رژیم شاه به خاک و خون کشیده می‌شدند، انجمن پروانه ادامه فعالیت خود را با تصویب مقامات رژیم تمدید می‌کند. انجمن با احساس فعالیت فردی از اعضا علیه رژیم، او را بلادرنگ اخراج می‌کرد. مهندس طیب از مسؤولان سابق انجمن می‌گوید: با روی کار آمدن شریف امامی در 19 رمضان 1357 تعدادی از اینان حرکت دیگری را در برابر امت قهرمان ایجاد کرده و راه افتادند و گفتند: این ملازاده است این آخوندزاده است. آیت‌الله‌زاده است. این از بیت سلطان‌العلماست. دیگر کارها درست می‌شود حالا چه می‌گویید.
 
* تناقض عقیده و عملکرد فرقه سیاسی صوفیه و انجمن حجتیه در عملکرد آن‌ها بعد از انقلاب
با وجود آنکه تناقض عقیده و عملکرد فرقه سیاسی صوفیه و انجمن حجتیه در عدم دخالت در امور سیاسی امری غیرقابل انکار است برآن شدیم برای روشن‌تر شدن موضوع ، به عملکرد این دو فرقه بعد از پیروزی انقلاب شکوهمند اسلامی بپردازیم.
 
بعد از پیروزی انقلاب اسلامی این دو فرقه به صورت چراغ خاموش حرکت کردند و فعالیت سیاسی خود را با چرخش 180 درجه‌ای آغاز کردند.
این دو حزب مخفی رژیم پهلوی در حالی بعد از انقلاب اسلامی به تحرکات سیاسی و ایجاد تنش پرداختند که در زمان رژیم پهلوی خط قرمز خود را عدم دخالت در امور سیاسی رژیم فاسد پهلوی می‌دانستند و به دفاع تمام قد از شاه ملعون پرداخته بودند!
 
 در "فتنه88" فرقه سیاسی صوفیه و انجمن حجتیه پرده از چهره خود برداشتند و در کنار بهائیان و مخالفان نظام به ایجاد اغتشاش و تشنج پرداختند. انجمن حجتیه‌ای که در زمان رژیم پهلوی با شعار مبارزه با بهائیت تشکیل شد و در مقابل انقلاب مردمی قد علم کرد به جایی رسید که دیگر نتوانست نقاب خود را حفظ کند و دست در دست بهائیان خود نمایی کرد.
 
حجت الاسلام حیدر مصلحی وزیر اطلاعات که به نقش انجمن حجّتیّه در فتنه ی 88 اشاره کرده بود در تاریخ 1389/8/4 اظهار داشت «در بحث فتنه، یکی از نکات قابل توجه این است که مجموعه‌ای که فتنه را مدیریت می‌کرد به هیچ وجه مجموعه‌ای نبود که قبل از انتخابات شکل گرفته و طراحی شده باشد، بلکه این مساله یک سابقه 20 ساله دارد. موسسات و سازمان‌هایی که با جمع قابل توجهی در فتنه اخیر به عنوان محوریت کار حضور داشتند در واقع به دنبال فرصت می‌گشتند و با طراحی‌های خود به ویژه در شبکه مجازی و شبکه‌های اجتماعی درون آن، انتخابات دهم را بهترین فرصت دیدند. طراحی استکبار اینگونه بود که انجمن حجتیه، بهاییت، نفاق، کمونیست، ضد انقلاب و حتی مجموعه‌های دینداری که همراه با انقلاب نبودند در این مجموعه جمع شوند. به طوری که اجتماع بهاییت با انجمن حجتیه در فتنه اخیر بسیار قابل توجه بود.»
 
نورعلی تابنده هم در اقدامی غیر قابل باور فراخوان سیاسی داد تا حرکت چراغ خاموش این فرقه در امور سیاسی پایان یابد و این فرقه وارد فاز جدیدی شود.
 
روزنامه اعتماد ملی در سال 87 صفحة اول خود را با تیتر "نورعلی تابنده قطب دراویش گنابادی: حمایت از کروبی وظیفة تمام فقرا است" را تنظیم و منتشر نمود.  قطب سیاسی صوفیه دیدارهای محفلی خود را افزایش داد و فقرای فرقه به صف جریان برانداز پیوستند.
 
آری با بررسی تناقض عقیده و عملکرد فرقه سیاسی صوفیه و انجمن حجتیه در قبل از انقلاب اسلامی و بعد از پیروزی انقلاب اسلامی به این نتیجه می‌رسیم که شعار عدم دخالت در امور سیاسی در این دو فرقه معنای خاصی داشت و آن این بود که رژیم فاسد پهلوی خط قرمز این دو فرقه است و به نوعی می‌توان از آن‌ها به عنوان حزب مخفی پهلوی در قشر مذهبیون نام برد. اگر چه رژیم فاسد شاهنشاهی در تشکیل حزب رستاخیز ناموفق بود و شکست خورد ولی باید اعتراف کرد که این رژیم فاسد در تشکیل حزب مخفی در میان مذهبیون موفق عمل کرد و نتیجه آن هنوز قابل مشاهده است.
منبع:صوفیه دات نت
تاریخ ارسال: پنجشنبه 08 مرداد 1394 ساعت: 3:22 |تعداد بازدید : 56 نویسنده :

دیدگاههای این مطلب


نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتی